تبلیغات
شهر قرآنی

شهر قرآنی
تدبر در قرآن
ذكر امروز
همراه با كلام وحی

در عین حال ، همین موجود در قرآن مورد بزرگترین نكوهشها و ملامتها قرار گرفته است .
"
او بسیار ستمگر و بسیار نادان است " ( 1 (
"
او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است " ( 2 )
"
او آنگاه كه خود را مستغنی می‏بیند طغیان می‏كند " ( 3 (
"
او عجول و شتابگر است " ( 4)
"
او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند ، ما را در هر حال ) به یك پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده ) می‏خواند . همینكه گرفتاری‏ را از او بر طرف كنیم گویی چنین حادثه‏ای پیش نیامده است " (5)
"
او تنگ چشم و ممسك است " ( 6)
"
او مجادله گرترین مخلوق است " (7)
"
او حریص آفریده شده است " (8)
"
اگر بدی به او رسد ، جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل‏ كننده است " (9)

پی نوشتها:

1- احزاب 72
2- حج 66 و . . .
3- علق 7
4- اسراء  11
5- یونس 12
6- اسراء 100
7- كهف 54
9و 8- معارج 19

منبع: کتاب مقدمه‏ای بر جهان بینی اسلامی جلد جهارم  (متفكر شهید استاد مرتضی مطهری )
 




طبقه بندی: انسان در قرآن،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:51 ب.ظ ]

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
این سوره در میان سوره هاى قرآن درخشش فوق العادهاى دارد كه از مزایاى زیر سرچشمه مى گیرد :
1- آهنگ این سوره
این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اینكه سوره هاى دیگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما این سوره از زبان بندگان است ، و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
آغاز این سوره با حمد و ستایش پروردگار شروع مى شود .
و با ابراز ایمان به مبدء و معاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه مى یابد، و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد .
انسان آگاه و بیدار دل ، هنگامى كه این سوره را مى خواند، احساس مى كند كه بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانیت و معنویت لحظه به لحظه به خدا نزدیكتر مى شود .
این نكته بسیار جالب است كه اسلام بر خلاف بسیارى از مذاهب ساختگى یا تحریف شده كه میان خدا و  خلق واسطه ها قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد كه بدون هیچ واسطه با خدایشان ارتباط برقرار كنند !.
این سوره تبلورى است از همین ارتباط نزدیك و بى واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اینجا تنها او را مى بیند، با او سخن مى گوید، پیام او را با گوش جان مى شنود، حتى هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربى در این میان واسطه
 

نیست و عجب اینكه این پیوند و ارتباط مستقیم خلق با خالق آغازگر قرآن مجید است .
2- سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم كه الحمد ام القرآن و این به هنگامى بود كه جابر بن عبدالله انصارى خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) رسید، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به او فرمود :
الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول الله ! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب
آیا برترین سوره اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم ، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ
و نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمود : و الذى نفسى بیده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلهاهى ام الكتاب قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل این سوره را نازل نكرده است ، و این ام الكتاب است
دلیل این سخن با تاءمل در محتواى این سوره روشن مى شود، چرا كه این سوره در حقیقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحید و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمینه معاد و رستاخیز سخن مى گوید و بخشى از هدایت و ضلالت كه خط فاصل مؤ منان و كافران است سخن مى گوید، و نیز در آن اشارهاى است به حاكمیت مطلق پروردگار و مقام ربوبیت و نعمتهاى

بى پایانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانیت و رحیمیت ) تقسیم مى گردد، و همچنین اشاره به مساءله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است .
در حقیقت هم بیانگر توحید ذات است ، هم توحید صفات ، هم توحید افعال ، و هم توحید عبادت .
و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه گانه ایمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى دانیم ام به معنى اساس و ریشه است .
شاید به همین دلیل است كه ابن عباس مفسر معروف اسلامى مى گوید : ان لكل شى ء اساسا... و اساس القرآن الفاتحة
هر چیزى اساس و شالوده اى دارد... و اساس وزیر بناى قرآن ، سوره حمد است روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شد : ایما مسلم قراء فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قراء ثلثى القرآن ، واعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤ من و مؤ منه هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هر فردى از مردان و زنان مؤ من هدیه اى فرستاده است
تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده ، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مى توان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره
حمد جمع است .

3- سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم )
جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ( معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است ، آنجا كه مى فرماید : و لقد آتیناك سبعا من المثانى و القرآن العظیم ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم سوره حجر آیه 87
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است .
همین مضمون در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده است كه فرمود : ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظیم قرار داده ، و سوره حمد باارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است !.
4- تاكید بر تلاوت این سوره
با توجه به بحثهاى فوق كه تنها بیان گوشهاى از فضیلت سوره حمد بود روشن كه چرا در احادیث اسلامى در منابع شیعه و سنى اینهمه تاءكید بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ایمان مى بخشد، او را به خدا نزدیك مى كند، صفاى دل و روحانیت مى آفریند، اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و میان او و گناه و انحراف فاصله مى افكند .
به همین دلیل در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم رن ابلیس اربع رنات اولهن یوم لعن ، و حین اهبط الى الارض ، و حین بعث محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) على حین فترة من الرسل ، و حین انزلت ام الكتاب شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت ، سومین بار هنگام بعثت محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد

منبع: کتاب تفسیر نمونه




طبقه بندی: تفسیر وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:50 ب.ظ ]

براى آموختن و یادگیرى روخوانى قرآن باید با سه چیز آشنا شویم:

الف. حروف قرآن   ب. علائم قرآن   ج. قواعد قرآن

الف. حروف قرآن

براى آموختن هر زبانى، اوّل باید با حروف الفباى آن زبان آشنا شویم. مى دانید كه قرآن به زبان عربى است; پس براى یادگیرى روخوانى قرآن، اوّل باید با حروف الفباى عربى آشنا گردیم.

1. تعداد حروف

حروف الفباى عربى همان حروف الفباى فارسى است، با این تفاوت كه چهار حرف (پ، چ، ژ، گ)(1) در زبان عربى وجود ندارند. پس زبان عربى داراى بیست و هشت (28) حرف است.(2)

2. شكل ها و اسم هاى حروف

شكل ها و اسم هاى حروف عربى عبارتند از:

شمارهشكل حرفاسم حرفشمارهشكل حرفاسم حرف

1- ا (ء)الف(همزه)(3)15ضضاد

2- بباء16ططاء

3-  تتاء17ظظاء

4- ثثاء18ععَین

5- ججیم19غغَین

6- ححاء20ففاء

7- خخاء21ققاف

8- ددال22ك(4)كاف

9- ذذال23للام

10- رراء24ممیم

11- ززاء (زاى)25ننون

12- سسین26ههاء

13- ششین27وواو(5)

14-  صصاد28ىیاء
تـوجّه

* بعضى از حروف زبان فارسى و عربى به دو شكل بزرگ (آخر) و كوچك (غیرآخر) نوشته مى شوند. این حروف عبارتند از: (ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، س ، ش ، ص ، ض ، ع ، غ ، ف ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، ى ). مثلاً حرف هاى باء، جیم، و یاء به این دو شكل نوشته مى شوند:
( ب ـ بــ )، ( ج ـ جــ )، ( ى ـ یــ ).(6) شكل این حروف در زبان فارسى و عربى یكسان است، به جز حرف تاء ( ت ) كه در زبان عربى به دو شكل ( ـة ) و ( ة ) نیز نوشته مى شود.(7)

* در زبان عربى، در آخـِر اسـم بعضى از حـرف ها «همـزه» قرار دارد. این همزه نوشته مى شود، امّا خوانده نمى شود تا خواندنِ آن حرف راحت تر باشد.(8) مثلاً حرف ( ت ) با همزه و به صورت ( تاء ) نوشته مى شود، ولى بدون همزه و به صورت ( تا ) خوانده مى شود.

پرسش :

1. زبان عربى داراى چند حرف است؟

2. كدام حروف فارسى در زبان عربى نیستند؟

3. شكل كدام حروف عربى با شكل آن ها در زبان فارسى تفاوت دارد؟
4. شكل بزرگ (آخر) و شكل كوچك (غیرآخـِر) كدام حروف یكسان است؟

5. در آخر اسم كدام حروف عربى همزه قرار دارد؟ آیا این همزه خوانده مى شود؟

تمرین :

اسم هر یك از چهارده حرف زیر را بنویسید:

ا (ء) ، ت ، ج ، ذ ، ز ، ش ، ض ، ط ، ع ، ل ، ن ، ه ، و ، ى.

3 . حروف مُقَطَّعه

از مجموع 114 سوره قرآن، 29 سوره با حروفى آغاز مى شوند كه باید جدا جدا و با اسم هاى مخصوص خودشان خوانده شوند. این حروف را «حروف مُقَطَّعه»(9) مى نامند. مثلاً در آغاز سوره بقره، عبارت (الم) آمده است كه چنین خوانده مى شود: (الف، لام، میم).

مجموع این حروف، 78 حرف است كه اگر حرف هاى تكرارى شان را كنار بگذاریم، 14 حرف باقى مى مانند. اكنون با این حروف و اسم هاشان آشنا مى شوید:(10)
1.ا=الف

2.ح=حا

3.ر=را

4.س=سین

5.ص=صاد

6.ط=طا

7.ع=عَین

8.ق=قاف

9.ك=كاف

10.ل=لام

11.م=میم

12.ن=نون

13.ه=ها

14.ى=یا

همان گونه كه مى بینید حروفى كه آخرشان همزه ( ء ) است،بدون همزه خوانده مى شوند، مثلاً ( طه ) به این صورت خوانده مى شود:( طا ـ ها ).

همه عبارت هاى داراى حروف مقطّعه ـ بدونِ آوردنِ عبارت هاى تكرارى ـ به صورت یك حرفى، دوحرفى، سه حرفى، چهارحرفى، و پنج حرفى عبارتند از:

شماره نام سوره حروف مقطّعه طرزخواندن حروف مقطّعه

1سوره صادص =صآد

2سوره قافق =قآف

3سوره قلمن =نون

4سوره هاى فُصِّلَت ـ دُخان

مؤمن ـ زُخرُف ـ جاثِیَه ـ

اَحقافحم =حا ـ میم

5سوره نَملطس =طا ـ سین

6سوره یاسینیس =یا ـ سین

7سوره طاهاطه =طا ـ ها

8سوره هاى یونُس ـ هود ـ

یوسُف ـ ابراهیم ـ حِجرالر =الف ـ لآم ـ را

9سوره هاى بَقَره ـ روم ـ

آلِ عِمران ـ عَنكَبوت ـ

لُقمان ـ سَجدهالم =الف ـ لآم ـ میم

10سوره هاى شُعَراء ـ قَصَصطسم=طا ـ سین ـ میم

11سوره رَعدالمر =الف ـ لآم ـ میم ـ را

12سوره اَعرافالمص =الف ـ لآم ـ میم ـ صآد

13سوره شورىحم عسق =حا ـ میم ـ عَین ـ

سین ـ قآف

14سوره مَریَمكهیعص =كآف ـ ها ـ یا ـ عَین ـ صآد

تذكّر

* بالاى برخى از حروف مقطّعه، علامت مَدّ (ــــــ) وجود دارد.(11) به هنگامِ تلفّظ، باید این حروف را به صورتِ كشیده بخوانیم.

* اسم برخى از حروف زبان عربى با زبان فارسى تفاوت دارد. براى نشان دادن این تفاوت، در قرآن هایى كه به شیوه فارسى علامت گذارى شده اند، علامتى به شكل الف كوتاه ( ا ) روى برخى از حروف مقطّعه گذاشته مى شود تا قارىِ(12) فارسى زبان، آن ها را صحیح و درست بخواند; مثلاً حم را به صورت (حا ـ میم) بخواند، نه به صورت (حِ ـ میم).

پرسش :

1. چند سوره قرآن با «حروف مقطّعه» آغاز مى شوند؟

2. «حروف مقطّعه» به چه حروفى گفته مى شود؟

3. مجموع «حروف مقطّعه» چند حرف است؟

4. اگر حرف هاى تكرارى را كنار بگذاریم، چند حرف از «حروف مقطّعه» باقى مى مانند؟ اسم هر یك را ذكر كنید.

5. «حروف مقطّعه»اى كه در آخرشان همزه ( ء) است، چگونه خوانده مى شوند؟

6. «حروف مقطّعه» در كدام عبارت جمع شده اند؟

7. «حروف مقطّعه» به صورت هاى چندحرفى هستند؟

8. چرا بالاى برخى از «حروف مقطّعه» علامتى به شكل الفِ كوتاه ( ا ) مى گذارند؟

تمرین:
این «حروف مقطّعه» را بخوانید:
ق ـ یس ـ الر ـ المص ـ كهیعص ـ ن ـ طس ـ الم ـ المر ـ حم ـ عسق.




طبقه بندی: آموزش كلام وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:48 ب.ظ ]

هفت آیه اى كه در این سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است :
بسم الله سر آغازى است براى هر كار، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مى آموزد .
الحمد لله رب العالمین درسى است از بازگشت همه نعمتها و تربیت همه موجودات به الله ، و توجه به این حقیقت كه همه این مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى گیرد .
الرحمن الرحیم این نكته را بازگو مى كند كه اساس خلقت و تربیت و حاكمیت او بر پایه رحمت و رحمانیت است ، و محور اصلى نظام تربیتى جهان را همین اصل تشكیل مى دهد .
مالك یوم الدین توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال ، و حاكمیت خداوند بر آن دادگاه عظیم .
ایاك نعبد و ایاك نستعین توحید در عبادت و توحید در نقطه اتكاء انسانها را بیان مى كند .

اهدنا الصراط المستقیم بیانگر نیاز و عشق بندگان به مساءله هدایت و نیز توجهى است به این حقیقت كه هدایتها همه از سوى او است !
سرانجام آخرین آیه این سوره ، ترسیم واضح و روشنى است از صراط مستقیم راه كسانى است كه مشمول نعمتهاى او شده اند، و از راه مغضوبین و گمراهان جدا است .
و از یك نظر این سوره به دو بخش تقسیم مى شود بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى گوید و بخشى از نیازهاى بنده .
چنانكه در عیون اخبارالرضا (علیه السلام ) در حدیثى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : خداوند متعال چنین فرموده من سوره حمد را میان خود و بنده ام تقسیم كردم نیمى از آن براى من ، و نیمى از آن براى بنده من است ، و بنده من حق دارد هر چه را مى خواهد از من بخواهد: هنگامى كه بنده مى گوید : بسم الله الرحمن الرحیم خداوند بزرگ مى فرماید بنده ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم ، و هنگامى كه الحمد لله رب العالمین خداوند بزرگ مى گوید بنده ام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهائى را كه دارد از ناحیه من است ، و بلاها را نیز من از او دور كردم ، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مى افزایم ، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى كنم همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم
و هنگامى كه مى گوید الرحمن الرحیم خداوند مى گوید: بنده ام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم ، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى كنم ، و سهم او را از عطایم افزون مى سازم .
و هنگامى كه مى گوید مالك یوم الدین او مى فرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست ، من در روز حساب ، حسابش را آسان مى كنم ، حسناتش را مى پذیرم ، و از سیئاتش صرف نظر مى كنم .
و هنگامى كه مى گوید ایاك نعبدخداوند بزرگ مى گوید بنده ام راست مى گوید، تنها مرا پرستش مى كند، من شما را گواه مى گیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مى دهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند .
و هنگامى كه مى گوید ایاك نستعین خدا مى گوید: بنده ام از من یارى جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مى كنم ، در سختیها به فریادش ‍ مى رسم ، و در روز پریشانى دستش را مى گیرم .
و هنگامى كه مى گوید اهدنا الصراط المستقیم ) تا آخر سوره ) خداوند مى گوید این خواسته بنده ام بر آورده است ، و او هر چه مى خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مى بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى سازم .

منبعک کتاب تفسیر نمونه




طبقه بندی: تفسیر وحی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:46 ب.ظ ]

فلسفه در یك مفهوم كلّى به معنى آگاهى بر تمام جهان هستى است به مقدار توان انسانى; و به همین دلیل، تمام علوم مى تواند در این مفهوم كلّى و جامع داخل باشد; و روى همین جهت، در اعصار گذشته كه علوم محدود و معدود بود، علم فلسفه از همه آنها بحث مى كرد، و فیلسوف كسى بود كه در رشته هاى مختلف علمى آگاهى داشت.
 

در آن روزها فلسفه را به دو شاخه تقسیم مى كردند:

الف ـ امورى كه از قدرت و اختیار انسان بیرون است كه شامل تمام جهان هستى بجز افعال انسان، مى شود.

ب ـ امورى كه در اختیار انسان و تحت قدرت او قرار دارد; یعنى، افعال انسان.

بخش اوّل را حكمت نظرى مى نامیدند،و آن را به سه شاخه تقسیم مى كردند.

1 ـ فلسفه اولى یا حكمت الهى كه درباره احكام كلّى وجود و موجود و مبدأ و معاد صحبت مى كرد.

2 ـ طبیعیّات كه آن هم رشته هاى فراوانى داشت.

3 ـ ریاضیّات كه آن هم شاخه هاى متعدّدى را در بر مى گرفت.

امّا قسمتى كه مربوط به افعال انسان است، آن را حكمت عملى مى دانستند و آن نیز به سه شاخه تقسیم مى شد.

1 ـ اخلاق و افعالى كه مایه سعادت یا بدبختى انسان مى شود و همچنین ریشه هاى آن در درون نفس آدمى.

2 ـ تدبیر منزل است كه مربوط است به اداره امور خانوادگى و آنچه تحت این عنوان مى گنجد.

3 ـ سیاست و تدبیر مُدُن كه درباره روشهاى اداره جوامع بشرى سخن مى گوید.

و به این ترتیب آنها به اخلاق شكل فردى داده، آن را در برابر «تدبیر منزل» و «سیاست مُدن» قرار مى دادند.

بنابراین «علم اخلاق» شاخه اى از «فلسفه عملى» یا «حكمت عملى» است.

ولى امروز كه علوم شاخه هاى بسیار فراوانى پیدا كرده و به همین دلیل از هم جدا شده است، فلسفه و حكمت غالباً به همان معنى حكمت نظرى و آن هم شاخه اوّل آن، یعنى امور كلّى مربوط به جهان هستى، و همچنین مبدأ و معاد اطلاق مى شود. (دقّت كنید)

در این كه حكمت نظرى با ارزشتر است یا حكمت عملى، در میان فلاسفه گفتگو است، گروهى اوّلى را با ارزشتر مى دانستند و گروهى دومى را، و اگر ما از زاویه هاى مختلف نگاه كنیم حرف هر دو گروه صحیح است كه فعلا جاى بحث آن نیست.

درباره رابطه «فلسفه» و «اخلاق» باز هم به مناسبتهاى دیگر به خواست خدا سخن خواهیم گفت.

منبع: کتاب اخلاق در قرآن




طبقه بندی: اخلاق قرآنی،
[ جمعه 15 خرداد 1394 ] [ 02:44 ب.ظ ]

تعداد کل صفحات : 12 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

دانشنامه قرآنی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
حمایت می كنیم